آنچه زنان باید بدانند

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:پنجشنبه 21 مرداد 1389-02:14 ب.ظ

1)قانون عرق:
مرد باید بوی عرق بدهد. هیچگاه فراموش نکنید مردی که مرد باشد اجازه نمی‌دهد که بوی عرق تنش را آلوده به بوی عطروادکلن نمایند.همان‌طورکه می‌دانید از قدیم در مورد کد یمین و عرق جبین سخن بسیار گفته‌اند. البته عرق هم انواع و اقسام دارد که فعلا در این مقال نمی‌گنجد. لذا هرگز به مردی نگویید که بوی عرق می‌دهد چون ممکن است سرخورده شد، عطای کارکردن را به لقایش ببخشد و گوشه‌ی عزلت اختیار کند.

2) قانون گلوله:
هرگز مانع انگشت در دماغ کردن پسران نشوید‌. این کار یکی از تفریحات سالم جنس مذکر است که در نهایت درصورت خشک بودن پس از گلوله کردن به‌ پرتاب آن منجرشده و در صورت تر بودن به زیر موکت یا فرش چسبانده می‌شود.توجه داشته باشید که پس از این‌کار آن‌ها با روحیه و شاداب به نزد شما بازمی‌گردند.و دست در دست شما می‌گذارند.چنانچه آن‌ها را از این تفریحات سالم منع کنید امکان دارد که توسط دوستان ناباب به دام اعتیاد گرفتار شوند.

3) قانون گلزار:
بانوان گرامی توجه داشته باشند که هرگز به محبوب خود در مورد خوشتیپی و زیبارویی محمدرضا گلزار چیزی نگویند. اصولا تمام مردهای ایرانی به این موجود کریه‌المنظر آلرژی دارند. این آقای ایرج قادری هم با کشف گلزار بی‌ریخت، خودش را خسر الدنیا والاخره کرد.

4) قانون نفی سنباده:
هیچ‌وقت به پسری که قصد بوسیدن شما را دارد نگویید که اول ریش و سیبیلش را بزند و به اصطلاح شش تیغه کند زیرابا این کار شما درخلقت خدا دخالت خواهید کرد. شما با بوسیدن یک مرد ریشو لذت بوسیدن یک مرد واقعی را تجربه می‌کنید. سوسول بازی را کنار گذاشته و از به کار بردن اصطلاحاتی چون‌: مثل جوجه‌تیغی شدی یا مثل سنباده شدی اکیدا خودداری کنید چون عواقب جبران ناپذیری برای شما در پی خواهد داشت.

5)قانون غیرت:
قانون غیرت یکی از قوانین پایه برای آقایان قلمداد می‌شود. البته این قانون به اشتباه توسط بانوان قانون حسادت نام گرفته است. جماعت نسوان باید توجه داشته باشند که آقایان حتی در مورد صحبت شما با محارمتان هم غیرتی خواهند شد، پسر عمو و پسر خاله و همسایه که جای خود دارند.

6) قانون عدم قطعیت B.M.I :
در مورد آقایان هیچ قطعیتی در مورد B.M.I وجود ندارد. اصولا مرد باید اندکی شکم داشته باشد. این موضوع از قدیم در میان کلیه‌ی جوامع وجود داشته و پسندیده بوده است و حتی دراین مورد آورده‌اند که : مرد یا باید شکم داشته باشد یا سیبیل‌. لذا تاکید می‌کنم که از نظرجنس مذکر هرگونه اشاره و صحبت در مورد بزرگی شکم درحقیقت زیر سوال بردن مردانگی تلقی خواهد شد. بانوان محترم باید توجه داشته باشند که اصولا عده کثیری از آقایان استخوان‌بندی شکمشان درشت است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نظر دبیران در مورد عشق

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:یکشنبه 17 مرداد 1389-10:25 ق.ظ

دبیر دینی: عشق یك موهبت الهی است.


دبیر ورزش: عشق تنها توپی است كه اوت نمی شود.


دبیر شیمی: عشق تنها اسیدی است كه به قلب صدمه نمی زند.


دبیر اقتصاد: عشق تنها كالایی است كه از خارج وارد نمی شود.


دبیر ادبیات: عشق باید مانند عشق لیلی ومجنون محور نظامی داشته باشد.


دبیر جغرافی: عشق از فراز كوه های آسیا تیری است كه بر قلب می نشیند.


دبیر زیست: عشق یك نوع بیماری است كه میكروب آن از چشم وارد می شود




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کلامی از شیخ بهایی

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:یکشنبه 17 مرداد 1389-09:30 ق.ظ

آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا :

اگر بسیار كار كند، می‌گویند احمق است !
اگر كم كار كند، می‌گویند تنبل است!
اگر بخشش كند، می‌گویند افراط می‌كند!
اگر جمعگرا باشد، می‌گویند بخیل است!
اگر ساكت و خاموش باشد می‌گویند لال است!!!
اگر زبان‌آوری كند، می‌گویند ورّاج و پرگوست ..!
اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گویند ریاكاراست!!!
و اگر نكند میگویند كافراست و بی‌دین .....!!!
لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا كرد
و جز ازخداوند نباید ازكسی ترسید.
پس آنچه باشید که دوست دارید.
شاد باشید ؛مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چیزهایی كه فقط در ایران پیدا میشود

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:یکشنبه 17 مرداد 1389-09:12 ق.ظ

فقط یک ایرانی استعداد چت کردن همزمان با 99 آی دی یاهو رو داره!

فقط یک ایرانی هنگام دور زدن با ماشین، بجای استفاده از راهنما، دستش رو بیرون از ماشین میاره!

فقط یک ایرانی میتونه بوسیله بوق ماشین از و احوالپرسی گرفته تا فحش ... استفاده کنه!

فقط در ایرانه که بعد از مراسم ازدواج به عروس و داماد به جای آرزوی خوشبختی انواع راه های کشتن گربه دم حجله را آموزش می دهند.

فقط در ایرانه که اگه دختری بهت محل نمی گذاره میگن می گن عاشقته! و اگر پسری بهت محل نمی زاره اوا خواهره!

فقط در سریال های ایرانیه که آدم خوباش فقیرند و پر از اعتقاد و آدم بداش پولدارند و دزدند و به هیچ وجه آدم ها نمی تونند هر دو خصلت را داشته باشند

فقط یک خواننده زن ایرانی، این نبوغ رو داره که با لباس شب بتونه تو کوه و کمر آواز بخونه

فقط یک پسر ایرانیه که بعد از ازدواجش تازه بیاد دوران شیرخوارگیش میوفته و به مادرش وابسته میشه

فقط یک فروشنده ایرانیه که اگه وارد فروشگاه بشی و مثلا یک پیراهن را ازش بخوای بیاره تا پرو کنی میگه "اگه میخری بیارمش"

فقط در ایرانه که بعد از یک تصادف ساده ممکنه قتل اتفاق بیوفته

فقط خانمهای ایرانی هستند که دچار عارضه پوستی هستند و رنگ پوست صورت با گردنشون 6 درجه فرق میکنه

فقط در ایرانه که داشتن زن با 7،8 تا دوست دختر امری اجتناب ناپذیره

فقط در عروسی ایرانیه که تعداد بچه ها از تمام میهمان ها و خدمه بیشتره

فقط یک مرد ایرانیه که مامانش رو بیشتر از زنش دوست داره

فقط در رستوران ایرانیه که تو بجای معاشرت با کسایی که باهاشون اومدی، بر و بر میز روبروت رو نگاه میکنی

فقط یک خانم ایرانیه که توی /س/و/پ/ر/ مارکت، سلمونی، مهمونی، صف مرغ و تخم مرغ، کفش پاشنه 25 سانتی میپوشه

فقط در ایرانه که توی مهمونی، آدمها بجای معاشرت کردن و شاد بودن فقط به دنبال ایراد گرفتن و سوژه کردن هستند!

فقط در ایرانه که تا یه مهمون خارجی میاد سریع دور و برش جمع می شن و میپرسن اجاره خونه اون ور آب چقدره؟

فقط یک پدر بیچاره ایرانیه که مجبوره خرج بچه هاشو تا زنده است بده بعد هم بگن بیچاره سنی نداشت سکته کرد!

فقط در ایرانه که ابروی دختراش 6 خط بالاتره

فقط در ایران بعد از طلاق، زنه فاسد بوده و مرده دیوانه!

فقط یه دختر ایرانی این استعداد رو داره که توی گرمای تابستون چکمه بپوشه و توی سرمای زمستون صندل

فقط یک ایرانیه که توی رستوران بعد از خوردن غذاش درخواست ظرف یکبار مصرف میده تا 2 لقمه باقیمونده غذاشو ببره خونه چون فکر میکنه پول داده

فقط یک ایرانیه که تو رستوران سالاد را شخم میزنه و قبل از اینکه غذا رو براش بیارن سیر میشه

فقط یک پدر و مادر ایرانی هستند که چه بچشون 4 سال داشته باشه چه 40 بازم این اجازه را دارن که حتی به آب خوردن بچشون نظارت کامل داشته باشن

فقط ایرانی ها هستند که معتقدن که هنر، فقط و فقط نزد خودشونه

فقط ایرانی ها هستند که در فرودگاه ها یه 40/50 کیلو اضافه بار دارن

فقط یک خانم ایرانی میتونه که در یک استخر هتل 5 ستاره با گن و لباس زیر بیاد تو آب چون فکر میکنه هر گردی گردوست

فقط ایرانیها هستند که باز هم در رستوران همون هتل دوربین بدست از غذا و همه توریستهای دیگه در حال خوردن غذا بدون اجازه فیلم میگیره تا به همه بگه من کجا بودم

فقط در اداره های دولتی ایرانه که هیچ وقت حق با مشتری نیست و هر یک از کارکنان خود مدیر کل آن اداره هستند و در ضمن به نشانه خاکی بودن کفشهاشونو زیر میز پارک میکنند و با دمپایی در اداره میچرخه.

فقط در اداره های دولتی ایرانه که امکان داره پرونده های شما گم بشه.


فقط در ایرانه که پسر به پسر تیکه میندازه تا پیش دوست دخترش کلاس بزاره!


فقط یک ایرانی هست که پیش از یاد گرفتن کامپیوتر، می تونه فیل-تر رو دور بزنه!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پاسخ جالب آلبرت اینشتین به خواستگارش

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:یکشنبه 17 مرداد 1389-09:02 ق.ظ

می گویند "مریلین مونرو " یک وقتی نامه ای نوشت به " البرت انیشتین " که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه ها یمان با زیبایی من و هوش و نبوغ تو چه محشری می شوند !

آقای " انیشتین " هم نوشت : ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانم .واقعا هم که چه غوغایی میشود ! ولی این یک روی سکه است . فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود !




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مارمولك

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:شنبه 16 مرداد 1389-01:52 ب.ظ

شخصی مشغول تخریب دیوار قدیمی خانه اش بود تا آنرا نوسازی كند . توضیح اینكه منازل ژاپنی بنابر شریط محیطی داری فضایی خالی بین دیوار های چوبی هستند . این شخص در حین خراب كردن دیوار در بین آن مارمولكی را دید كه میخی از بیرون به پشتش فرو رفته بود
 دلش سوخت و یك لحظه كنجكاو شد . وقتی میخ را بررسی كرد خیلی تعجب كرد ! این میخ چهار سال پیش ، هنگام ساختن خانه كوبیده شده بود ! اما براستی چه اتفاقی افتاده بود ؟ كه در یك قسمت تاریك آنهم بدون كوچكترین حركت ، یك مارمولك توانسته بمدت چهار سال در چنین موقعیتی زنده مانده
چنین چیزی امكان ندارد و غیر قابل تصور است . متحیر از این مساله كارش را تعطیل و مارمولك را مشاهده كرد . در این مدت چكار می كرده ؟ چگونه و چی می خورده ؟ همانطور كه به مارمولك نگاه می كرد یكدفعه مارمولكی دیگر ، با غذایی در دهانش ظاهر شد
مرد شدیدا منقلب شد ! چهار سال مراقبت . واقعا كه چه عشق قشنگی ! یك موجود كوچك با عشقی بزرگ ! عشقی كه برای زیستن و ادامه ی حیات ، حتی در مقابله با مرگ همنوعش او را دچار هیچگونه كوتاهی نكرده بود
اگه موجودی به این كوچكی بتونه عشقی به این بزرگی داشته باشه پس تصور كنید ما تا چه حد می توانیم عاشق همدیگه باشیم و شاید هم باید پایبندی رو از این موجود درس بگیریم ، البته اگر سعی كنیم خیلی بهتر از اینها می توانیم چرا كه باید به خود اییم و بخواهیم و بدانیم ، ‏كه انسان باشیم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دعای اتصال به اینترنت

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:شنبه 16 مرداد 1389-01:47 ب.ظ

فی الهنگام شلوغیـه اللهم اتصلنا الاینترنت.اللهم اعتنی کانکشن فی الدنیا و الاخرت ان نعوذبک من کل ویروس الخبیس اللعین و الملعونیه و انا نعوذبک من الدیسکانکشن فی الدنیا و الاخره آمین یا رب الالمین


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شیطان و نمازگزار

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:شنبه 16 مرداد 1389-12:56 ب.ظ

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.
مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.
مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.
مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.
مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.
شیطان در ادامه توضیح می دهد: ((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما
شدم.))
وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر
باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.
داستان:
کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.
این کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید.


 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ضرب المثل در مورد آب

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:شنبه 16 مرداد 1389-12:46 ب.ظ


1. آب از دستش نمی چکد!

2. آب از سر چشمه ِگل است!

3. آب از آب تکان نمی خورد!

4. آب پاکی را روی دستش ریخت!

5. آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم!

6. آب را گل آلود می کنه که ماهی بگیره!

7. آب زیر پوستش افتاده!

8. آب، سنگها را می ساید.

9. آب که یه جا بمونه، می گنده.

10. آبکش به کفگیر می گه تو سه تا سوراخ داری!

11. آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع – چه یک نی چه صدنی!

12. آب که سر بالا رفت، قورباغه ابو عطا می خونه!

13. آب نمی بیند ورنه شناگر قابلیست!

14. آب از او گرم نمی شود!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خواستگاری

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:شنبه 16 مرداد 1389-12:30 ب.ظ

مادرش میگفت: دخترم بگذار راحتت کنم تمام زندگی آینده ات بستگی به همین چند دقیقه چای آوردنت دارد. پایت را که از آشپزخانه گذاشتی بیرون اول خوب همه چیز را نگاه کن و بعد سرت را بنداز پایین و با صدای آروم بگو سلام . نمی خوام پشت سرت حرف بزنن که چه قدر بی تربیته . یه وقت هول نشی ، رنگت عوض نشه ، با خودشون میگن : دختر آدم ندیده سینی چای را محکم بگیر مثل دفعه قبل نشه که دستت بلرزه و
آقای دومادو شرمنده کنی. حواست جمع باشه ، اول بزرگتر یه وقت نبینمت که سینی چای رو یک راست بردی جلوی آقای داماد . فکر میکنن که حالا پسرشون چه آش دهن سوزیه . آروم و با حوصله راه برو و دوبار کمتر تعارف نکن . سرت رو بلند نکن ، آروم حرف بزن ، حتی اگه حرف خنده داری زدند ، نخند وگرنه فردا روت عیب میزارند
که دختره بی حیا و پررو بود . عزیزم میدونم سخته ولی چند دقیقه بیشتر نیست . تحمل کن از قدیم گفتند : در دروازه رو میشه بست ولی در دهن مردم رو نمیشه .لحظه موعود فرا رسید . دستورها رو مو به مو اجرا کرد . یعنی چای رو دو دستی چسبیده بود وسعی می کرد به هیچ چیز فکر نکنه . و محکم واستوار قدم بر می داشت .
همه چیز رو به راه بود چند قدم بیشتر نمانده بود که چشمش به مادر داماد افتاد . که چادرش را دور دور صورتش کشیده بود و در گوش دخترش پچ پچ می کرد ، گوش هاشو تیز کرد که صدای مادر داماد را شنید که می گفت : ماشاء الله هزار ماشاء الله همچین چایی میاره که انگار نسل به نسل قهوه چی بودن !!!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خدا وجود دارد یا نه؟

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:شنبه 16 مرداد 1389-11:08 ق.ظ

مردی به سلمانی رفت تا صورت و موهایش را اصلاح كند.
همین كه مرد آرایشگر شروع به كار كرد آن ها شروع به صحبت كردند.
آرایشگر گفت:‌من فكر می كنم كه خدا وجود ندارد.
مشتری تعجب كرد و پرسید: چرا چنین چیزی می گویی؟
مرد آرایشگرجواب داد: خوب اگر به خیابان بروی متوجه می شوی كه چرا خدا وجود ندارد به من بگو اگر خدا وجود دارد چرا این همه درد و رنج در اطراف ماست؟ من نمی توانم خدایی را دوست داشته باشم كه این همه بلا و مصیبت را می بیند.
مرد مشتری لحظه ای فكر كرد اما چون نمی خواست با آرایشگر صحبت كند سكوت كرد. وقتی كار مشتری تمام شد آرایشگاه را ترك كرد و به خیابان رفت در آنجا با مردی مواجه شد با صورتی كثیف، موها و ریش های بلند و نامرتب.
مرد فورا به آرایشگاه برگشت وگفت: من فكر می كنم این حوالی آرایشگری وجود ندارد!
مرد آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می زنی من اینجا هستم تا چند دقیقه پیش داشتم موهای تو را اصلاح می كردم!!
مرد مشتری گفت: همین كه گفتم آرایشگری وجود ندارد. اگر این طور نیست چرا مردم كثیف با موها و ریش نامرتب در خیابان در آمد و شد هستند؟
اما آرایشگر وجود دارد، مردم خودشان پیش من نمی آیند.
مرد جواب داد: دقیقا مسئله همین است خدا مطمئنا وجود دارد اما این مردم هستند كه به سویش نمی روند و جست و جویش نمی كنند دلیل این همه درد و رنج در دنیا همین است!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آدمخوارها در شركت رایانه ای

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:شنبه 16 مرداد 1389-10:54 ق.ظ

پنج آدمخوار به عنوان برنامه نویس در یك شركت خدمات رایانه ای استخدام شدند، رئیس شركت هنگام مراسم خوشامد گویی گفت:« شما همه جزو مایید.شما اینجا حقوق میگیرید و می توانید به غذاخوری شركت بروید و هرمقدار از غذا كه دوست دارید بخورید، بنابراین فكر خوردن كاركنان شركت را از سر بیرون كنید.»
آدمخوارها قول دادند كه با كاركنان شركت كاری نداشته باشند،چهار هفته بعد رئیس شركت به آنها سر زد و گفت:«می دانم كه شما خیلی سخت كار می كنید،من از همه شما راضیم اما یكی از نظافتچی هایی ما ناپدید شده است آیا كسی از شما میداند كه چه اتفاقی برای او افتاده است؟»
آدمخوارها اظهار بی اطلاعی كردند.
بعد از اینكه رئیس شركت رفت،سردسته آدمخوارها از بقیه پرسید:« كدام یك از شما نادان ها اون نظافتچی رو خورده؟»
یكی از آدمخوارها با اكراه دستش را بالا برد.سردسته آدمخوارها گفت:«ای نادان! طی این چهارهفته ما مدیران،مسئولان و مدیران طرحها را خوردیم و هیچ كسی چیزی نفهمید و حالا تو اون آقا رو خوردی و رئیس متوجه شد. ازاین به بعد لطفا افرادی را كه كار میكنند نخورید!»




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حكایت

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:پنجشنبه 14 مرداد 1389-08:56 ق.ظ

غضنفر با دوست دخترش رفته بود پارك. مأمورین اونو گرفتن و ازش پرسیدن: از كجا میای؟
گفت: میدان ولیعهد.
مأمور زد تو سرش و گفت: خاك بر سرت، ولیعهد مرد، حالا انقلاب شده، باید بگی میدان ولیعصر.
بعد مأمور ازش پرسید: كجا میری؟
گفت: پارك شاهنشاهی
مأمور زد تو سرش و گفت: خاك بر سرت! شاهنشاه مرد، حالا انقلاب شده، باید بگی پارك ملت.
بعد مأمور پرسید این خانوم چه نسبتی با تو داره؟
غضنفر گفت: نامزدمه.
مأمور پرسید: اسمش چیه؟
غضنفر گفت: امام حسین
مأمور پرسید: چی؟ امام حسین؟
غضنفر گفت: بله، قبل از انقلاب اسمش فوزیه بود. حالا لابد چون انقلاب شده باید بگیم امام حسین




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آیا میدانید اولین ... ایرانیها بودند؟

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:چهارشنبه 13 مرداد 1389-12:44 ب.ظ

اولین مردمان جهان که نخ به سکه می‌بستند و در داخل تلفن‌های عمومی می‌انداختند، ایرانیان بودند!

اولین مردمانی که توانستند از کارتهای اعتباری تلفن‌های عمومی استفاده کنند، بدون آنکه اعتبار آن کم شود، ایرانیان بودند!

اولین مردمانی که نوشابه‌های تقلبی ساختند، ایرانیان بودند!

اولین مردمانی که در اولین صادرات به کشورهای شمالی ایران به جای حنا، خاک رنگی فروختند، ایرانیان بودند!

اولین مردمانی که کشف کردند دروغگویی و ریا و کلک‌بازی برای موفقیت ضروری است، ایرانیان بودند!

اولین مردمان دنیا که همزمان هم مایل هستند گرمشان شود و هم سردشان ایرانیان بودند، چون همزمان با روشن کردن بخاری، پنجره‌ها را هم باز می‌کنند!

اولین مردمانی که در گروه کم‌توسعه‌ترین کشورهای دنیا قرار دارند ولی ادعا و توقع برترین مردمان دنیا را دارند ، ایرانیان بودند!

اولین مردمانی که فقط به گذشته بسیار بسیار دور خود افتخار می‌کنند ولی چیزی در 100 سال اخیر برای دنیا نداشته‌اند ، ایرانیان بودند!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo
کوچک کننده بینی کره ای اصل عطر زنانه لالیک Lalique le Parfum کرم کانگورو جادوی زیبائی موبر دائمی پاریس بیوتی