تبلیغات
هر چی بخوای هست - باز باران.... بی ترانه

باز باران.... بی ترانه

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:پنجشنبه 29 دی 1390-01:46 ب.ظ




باز باران بی ترانه ...
باز باران , با تمام بی کسی های شبانه ...
می خورد بر مرد تنها ,می چکد بر فرش خانه ...
باز می اید صدای چک چک غم ... باز ماتم .. !



من به پشت شیشه ی تنهایی افتاده ...
نمی دانم ... نمی فهمم ،
کجای قطره های بی کسی زیباست ؟ !!





نمی فهمم , چرا مردم نمی فهمند ؟ !!
که ان کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد ...
کجای ذلتش زیباست ؟ !!



نمی فهمم ... کجای اشک یک بابا ،
که سقفی از گل و اهن به زور چکمه های باران ...
به روی همسر و پروانه های مرده اش آرام باریده ...
کجایش بوی عشق و عاشقی دارد ؟ !!



نمی دانم ... نمی دانم چرا مردم نمی دانند ؟!!
که باران , عشق تنها نیست .. !
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست ...
کجای مرگ ما زیباست ... نمی فهمم !!



یاد آرم , روز باران را ...
یاد آرم مادرم در کنج باران جان داد ...
کودکی ده ساله بودم ،
می دویدم زیر باران ... از برای نان !
مادرم افتاد ...
مادرم در کوچه های پست شهر ارام جان می داد ...
فقط من بودم و باران و گل های خیابان بود ...
نمی دانم ،
کجای این لجن زیباست ؟ !!



بشنو از من , کودک من ...
پیش چشمم , مرد فردا ...
که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالادست ... !
و ان باران که عشق دارد ... فقط جاریست برای عاشقان مست ...
و باران من و تو درد و غم دارد ...



خدا هم خوب می داند که ،
این عدل زمینی , عدل کم دارد ... !




شاید صدای چک چک زیبای بارون برای تو ، صدای ضربه ی پتکی باشد بر سر یک کودک بی پناه ... فراموش نکن ... !!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
کوچک کننده بینی کره ای اصل عطر زنانه لالیک Lalique le Parfum کرم کانگورو جادوی زیبائی موبر دائمی پاریس بیوتی