تبلیغات
هر چی بخوای هست - تقدیم به ...

تقدیم به ...

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:دوشنبه 19 مهر 1389-11:32 ق.ظ

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم

چند وقتی است که هر شب به تو می اندیشم

به تو آری به تو یعنی به همان منظر دور،

به همان سبز صمیمی، به همان باغ بلور

به همان سایه، همان وهم، همان تصویری

که سراغش ز غزلهای خودم میگیری؛

به تبسم، به تکلف، به دل آرایی تو

به خموشی، به تماشا، به شکیبایی تو

به همان زل زدن از فاصله دور به هم

یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم

شبحی چند شب است آفت جانم شده است

 اول اسم کسی ورد زبانم شده است،

در من انگار کسی در پی انکار من است،

یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است،

یک نفر ساده، چنان ساده که از سادگیش

می شود یک شبه پی برد به دلداد گی اش

یک نفر سبز، چنان سبز، که از سرسبزیش

می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش

رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است

 اول اسم کسی ورد زبانم شده است ...

آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست؛

راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟

اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست؛

پس چرا رنگ تو با آینه این قدر یکی است؟

حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش

عاشقی جرم قشنگی است به انکار مکوش

آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود،

 آن الفبا که همه ورد زبانم  شده بود ...

اینک از پشت دل آینه پیدا شده است،

و تماشاگه این خیل تماشا شده است؛

آن الفبای دبستانی دلخواه تویی ...

عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
کوچک کننده بینی کره ای اصل عطر زنانه لالیک Lalique le Parfum کرم کانگورو جادوی زیبائی موبر دائمی پاریس بیوتی