تبلیغات
هر چی بخوای هست - حكایت افتادن مرد درچاه

حكایت افتادن مرد درچاه

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:جمعه 20 فروردین 1389-08:57 ب.ظ


روزی مردی داخل چاهی افتاد و بسیار دردش آمد…

یک روحانی او را دید و گفت: حتماً گناهی انجام داده‌ای.

یک دانشمند عمق چاه و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت.

یک روزنامه‌نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد.

یک یوگیست به او گفت: این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند.

یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت.

یک پرستار کنار چاه ایستاد و با او گریه کرد.

یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماد? افتادن به داخل چاه کرده بودند پیدا کند.

یک تقویت‌کننده فکر او را نصیحت کرد که: خواستن توانستن است.

یک فرد خوشبین به او گفت: ممکن بود یکی از پاهات بشكند.

سپس فرد بی‌سوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاه بیرون آورد…!!





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
کوچک کننده بینی کره ای اصل عطر زنانه لالیک Lalique le Parfum کرم کانگورو جادوی زیبائی موبر دائمی پاریس بیوتی