التماس دعا

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:جمعه 30 دی 1390-08:33 ق.ظ

امروز کنکور کارشناسی ارشد پیام نور دارم برا دعا کنید...


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آنکس که بداند در کشور ما

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:پنجشنبه 29 دی 1390-09:13 ب.ظ

 


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زوج موفق

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:پنجشنبه 29 دی 1390-09:10 ب.ظ

یک روز از این زوج موفق سوال کردم:
دلیل موفقیت شما در چیست؟ چرا هیچ وقت با هم دعوا نمی‌کنید!!؟


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اعتقاد به دعا

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:پنجشنبه 29 دی 1390-08:45 ب.ظ

پولداری در کابل، در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله رستورانی ساخت که در آن موسیقی بود و رقص، و به مشتریان مشروب هم سرویس می شد.
 ملای مسجد هر روز موعظه می کرد و در پایان موعظه اش دعا می کرد تا خداوند صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی را بر این رستوران که اخلاق مردم را فاسد می سازد، وارد کند.

 یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شدید شد و یگانه جایی که خسارت دید، همین رستوران بود که دیگر به خاکستر تبدیل گردید.
 ملای مسجد روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت و علاوه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود.
 اما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیر دوام نکرد. صاحب رستوران به محکمه شکایت کرد و از ملای مسجد تاوان خسارت خواست.
 ملا و مومنان البته چنین ادعایی را نپذیرفتند.
 قاضی هر دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب دعوا را شنید، گلو صاف کرد و گفت: نمی دانم چه حکمی بکنم. من هر دو طرف را شنیدم. از یک سو ملا و مومنانی قرار دارند که به تاثیر دعا و ثنا باور ندارند از سوی دیگر مرد می فروشی که به تاثیر دعا باور دارد…



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چهارزن یک تاجر

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:پنجشنبه 29 دی 1390-05:30 ب.ظ

روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود كه 4 زن داشت....

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خیانت

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:پنجشنبه 29 دی 1390-05:18 ب.ظ

مرد جوانی نزد پدر خود رفت و به او گفت:
-
می خواهم ازدواج کنم
.
 
بقیه در اد امه مطلب

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ما امروز به هم نیاز داریم نه فردا!

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:پنجشنبه 29 دی 1390-05:11 ب.ظ

پیرمردی در بستر مرگ بود. در لحظات دردناک مرگ، ناگهان بوی عطر شکلات محبوبش از طبقه پایین به مشامش رسید. او تمام قدرت باقیمانده اش را جمع کرد و از جایش بلند شد. همانطور که به دیوار تکیه داده بود آهسته آهسته از اتاقش خارج شد و با هزار مکافات خود را به پایین پله ها رساند و نفس نفس زنان به در آشپزخانه رسید و به درون آن خیره شد. او روی میز ظرفی حاوی صدها تکه شکلات محبوب خود را دید و با خود فکر کرد یا در بهشت است و یا اینکه همسر وفادارش آخرین کاری که ثابت کند چقدر شیفته و شیدای اوست را انجام داده است و بدین ترتیب او این جهان را چون مردی سعادتمند ترک می کند. او آخرین تلاش خود را نیز به کار بست و خودش را به روی میز انداخت و یک تکه از شکلات ها را به دهانش گذاشت و با طعم خوش آن احساس کرد جانی دوباره گرفته است. سپس مجددا” دست لرزان خود را به سمت ظرف برد که ناگهان همسرش با قاشق روی دست او زد و گفت :
دست نزن، آنها را برای مراسم عزاداری درست کرده ام.
بجای دسته گلی که فردا در قبرم نثار می کنی امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن .
به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم می ریزی امروز با تبسمی شادم کن .
به جای متن های تسلیت که فردا برایم می نویسی امروز با یک پیغام کوچک خوشحالم کن



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مرد زن ذلیل به روایت تصویر

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:پنجشنبه 29 دی 1390-04:59 ب.ظ

برای دیدن عکسها لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تقدیر

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:پنجشنبه 29 دی 1390-04:52 ب.ظ

مسافری خسته كه از راهی دور می آمد ، به درختی رسید و تصمیم گرفت كه در سایه آن قدری اسـتراحت كند غافـل از این كه آن درخت جـادویی بود ، درختی كه می توانست آن چه كه بر دلش می گذرد برآورده سازد...!

وقتی مسافر روی زمین سخت نشست با خودش فكر كرد كه چه خوب می شد اگـر تخت خواب نـرمی در آن جا بود و او می تـوانست قـدری روی آن بیارامد. فـوراً تختی كه آرزویـش را كرده بود در كنـارش پدیـدار شـد !!!
مسافر با خود گفت : چقدر گـرسـنه هستم. كاش غذای لذیـذی داشتم...
ناگهان میـزی مملو از غذاهای رنگارنگ و دلپذیـر در برابرش آشـكار شد. پس مـرد با خوشحالی خورد و نوشید...
بعـد از سیر شدن ، كمی سـرش گیج رفت و پلـك هایش به خاطـر خستگی و غذایی كه خورده بود سنگین شدند. خودش را روی آن تخت رهـا كرد و در حالـی كه به اتفـاق های شـگفت انگیـز آن روز عجیب فكـر می كرد با خودش گفت : قدری می خوابم. ولی اگر یك ببر گرسنه از این جا بگـذرد چه؟
و ناگهان ببـری ظاهـر شـد و او را درید...
هر یك از ما در درون خود درختی جادویی داریم كه منتظر سفارش هایی از جانب ماست.
ولی باید حواسـمان باشد ، چون این درخت افكار منفی ، ترس ها ، و نگرانی ها را نیز تحقق می بخشد.
بنابر این مراقب آن چه كه به آن می اندیشید باشید...
سخن روز :  مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی به وجود می آورند که نامش تقدیر است



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کدامیک درست میگوید؟

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:پنجشنبه 29 دی 1390-04:50 ب.ظ

کدام یک درست می گویند؟ (عکس)



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پروژه جالب یک دانشجو

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:پنجشنبه 29 دی 1390-03:07 ب.ظ

دانشجویی که سال آخر دانشکده خود را می‌گذراند به خاطر پروژه‌ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت.
او در پروژه خود از 50 نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدورژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این درخواست خود، دلایل زیر را عنوان کرده بود:
 
 
 
1-مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می‌شود.
 
2- عنصر اصلی باران اسیدی است.
 
3-وقتی به حالت گاز در می‌آید بسیار سوزاننده است.
 
4- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می‌شود.
 
5-باعث فرسایش اجسام می‌شود.
 
6-حتی روی ترمز اتومبیل‌ها اثر منفی می‌گذارد.
 
7-حتی در تومورهای سرطانی یافت شده است.
 
از پنجاه نفر فوق، 43 نفر دادخواست را امضا کردند. 6 نفر به طور کلی علاقه‌ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر می‌دانست که ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!
عنوان پروژه دانشجوی فوق «ما چقدر زود باور هستیم» بود!!
یکبار دیگر دلایل را بخوانید می بینید همه خواص آب هستند



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

‫به نظر شما کدوم دوره زیباتر شعر گفته اند؟

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:پنجشنبه 29 دی 1390-02:55 ب.ظ

حافظ
تـنــم از واسـطــه دوری دلـبــر بـگـداخــــــت
جـانــم از آتــش مـهــر رخ جـانـانــه بسوخت

فروغ فرخزاد
ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر توام سنگین شده
 
سهراب سپهری
دوست را زیر باران باید برد
عشق را زیر باران باید جست
 
ترانه لس آنجلسی
دوست دختر من نازه
قلبش پر احساسه
عاشقش شدم تازه
 
بچه ژیگولای امروزی (موسیقی زیر زمینی)
دوستت دارم کثافت
لعنت به اون قیافت 

خدا از این به بعد رو به خیر کنه



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سه مورد که شاید شما هرگز در مورد موبایل نشنیده اید

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:پنجشنبه 29 دی 1390-02:30 ب.ظ

اقداماتی وجود دارد که می توان در مواقع فوری و ضروری انجام داد. موبایل شما می تواند یک نجات دهنده زندگی یا یک ابزار فوری برای نجات باشد.


اول وضعیت فوق العاده
شماره تلفن وضعیت فوق العاده در كشورهای جهان 112 است. در ایران نیز اگر شما حتی در یک مکان خارج از محدوده شبکه موبایل خود قرار داشته باشید، شماره 112 را بگیرید، موبایل در هر شبکه موجود جستجو می کند تا یک تماس وضعیت فوق العاده برای شما برقرار کند. (پلیس، اورژانس، آتش نشانی یا...) و جالب اینکه این شماره حتی زمانیکه صفحه کلید قفل است نیز کار می کند. امتحان کنید.
حتی با گوشی بدون سیم کارت نیز میتوانید به شماره 112 زنگ بزنید.

دوم آیا تا بحال کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته اید؟

آیا ماشین شما یک دستگاه کنترل از راه دور بدون کلید دارد؟ این وسیله می تواند روزی مفید باشد. یک دلیل خوب برای داشتن یک موبایل: اگر شما کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته باشید،و مثلاً دستگاه کنترل در منزل باشد به موبایل یک نفر در منزل از طریق موبایل خودتان تماس بگیرید. تلفن خود را در حدود فاصله 1 متر از ماشین قرار دهید و از فرد مقابل در منزل بخواهید که کلید کنترل درب بازکن ماشین را فشار دهد ، و آنرا نزدیک موبایل خود قرار دهد. قفل ماشین شما باز خواهد شد. با این کار نیاز نیست کسی کلیدها را شخصاً بیاورد. فاصله هیچ تاثیری ندارد. شما می توانید کیلومترها فاصله داشته باشید، اگر شما بتوانید با کسی که ریموت کنترل ماشین شما را دارد ارتباط برقرار کنید، شما می توانید قفل ماشین خود را باز کنید. باور ندارید امتحان کنید و متعجب شوید . من امتحان کردم


سوم چگونه یک موبایل دزدیده شده را غیرفعال کنیم؟

برای چک کردن شماره سریال موبایل خود، کلید های زیر را به ترتیب فشار دهید:
*#06#
یک کد دیجیتالی روی صفحه نمایش ظاهر می شود. این شماره مختص دستگاه شما است. این شماره را یادداشت کنید و در جایی امن نگه دارید. هنگامیکه موبایل شما دزدیده می شود، شما می توانید به پشتیبان شبکه خود تماس بگیرید و این کد را به آنها بدهید. سپس آنها قادر خواهند بود دستگاه شما را مسدود کنند، حتی اگر دزدها SIM کارت را عوض کرده باشند. تلفن شما کاملاً غیرقابل استفاده خواهد شد. شما ممکن است نتوانید موبایل خود را بازپس گیرید، اما حداقل می دانید کسیکه آنرا دزدیده است دیگر نمی تواند از آن استفاده کند یا آنرا بفروشد. اگر هر کسی این کار را بکند، دیگر دزدین موبایل هیچ فایده ای نخواهد داشت.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روابط ریاضی و ارتباطش با تعیین قهرمان زندگی

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:پنجشنبه 29 دی 1390-02:14 ب.ظ

تحقیقات اخیر برخی دانشمندان حاکی از اونه که مغز انسان از روابط ریاضی برای ذخیره ی علایق و احساسات و تاثیر پذیری از انسانهای بزرگ در انتخاب قهرمان زندگی استفاده می کنه 
بدون نگاه کردن به جوابها این تست رو انجام بدین .
 
 
 
 
 
 
۱- یه عدد از ۱ تا ۹ انتخاب کنید.
۲- اون رو در عدد ۳ ضرب کنید.
۳- حاصل رو بعلاوه ۳ کنید.
۴- دوباره حاصل رو در ۳ ضرب کنید.
۵- حالا شما یک عدد ۲ یا ۳ رقمی دارید.
۶- ارقام عدد خودتون رو با هم جمع کنید (مثلا اگر عددتون ۵۲ است ۵ رو با ۲جمع کنید)
 
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
حالا با توجه به عدد بدست اومده و لیست زیر ، ببینید قهرمان و الگوی شما تو زندگیتون کیه ؟!
 
 
1- انیشتین
2- نلسون ماندلا
3- الساندرو دل پیرو
4- محمد علی کلی
5- ابراهام لینکلن
6- بیل گیتس
7- گاندی
8- براد پیت
9- سارا شاد(خودم)
10- نوواک ژوکوویچ
.
.
.
همیشه این احساس رو داشتم که...
من یه تاثیر خاصی روی مردم دارم …
هرچند سخته اما
یه روز هم شما می تونید مثل من بشید …
باور کنید !
.
.
.
.
.
.
راستی …
کاش زودتر به خودم می گفتی
می تونستم کمکت کنم مثل خودم بشی
تلاش رو فراموش نکن
تلاش و پشتکار
تلاش ، تلاش ، تلاش



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

باز باران.... بی ترانه

نویسنده :سارا شاد
تاریخ:پنجشنبه 29 دی 1390-01:46 ب.ظ




باز باران بی ترانه ...
باز باران , با تمام بی کسی های شبانه ...
می خورد بر مرد تنها ,می چکد بر فرش خانه ...
باز می اید صدای چک چک غم ... باز ماتم .. !



من به پشت شیشه ی تنهایی افتاده ...
نمی دانم ... نمی فهمم ،
کجای قطره های بی کسی زیباست ؟ !!





نمی فهمم , چرا مردم نمی فهمند ؟ !!
که ان کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد ...
کجای ذلتش زیباست ؟ !!



نمی فهمم ... کجای اشک یک بابا ،
که سقفی از گل و اهن به زور چکمه های باران ...
به روی همسر و پروانه های مرده اش آرام باریده ...
کجایش بوی عشق و عاشقی دارد ؟ !!



نمی دانم ... نمی دانم چرا مردم نمی دانند ؟!!
که باران , عشق تنها نیست .. !
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست ...
کجای مرگ ما زیباست ... نمی فهمم !!



یاد آرم , روز باران را ...
یاد آرم مادرم در کنج باران جان داد ...
کودکی ده ساله بودم ،
می دویدم زیر باران ... از برای نان !
مادرم افتاد ...
مادرم در کوچه های پست شهر ارام جان می داد ...
فقط من بودم و باران و گل های خیابان بود ...
نمی دانم ،
کجای این لجن زیباست ؟ !!



بشنو از من , کودک من ...
پیش چشمم , مرد فردا ...
که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالادست ... !
و ان باران که عشق دارد ... فقط جاریست برای عاشقان مست ...
و باران من و تو درد و غم دارد ...



خدا هم خوب می داند که ،
این عدل زمینی , عدل کم دارد ... !




شاید صدای چک چک زیبای بارون برای تو ، صدای ضربه ی پتکی باشد بر سر یک کودک بی پناه ... فراموش نکن ... !!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :7
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  


Admin Logo
themebox Logo
کوچک کننده بینی کره ای اصل عطر زنانه لالیک Lalique le Parfum کرم کانگورو جادوی زیبائی موبر دائمی پاریس بیوتی